• سند2030
    بررسی سند 2030

  • رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان،
    رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان، سفیران کشورهای اسلامی و اقشار مردم

  • درس سیره تربیتی انبیاء در قران کریم؛ آیت الله عابدینی
    درس سیره تربیتی انبیاء در قران کریم؛ آیت الله عابدینی/ قسمت اول

  • سلسله مباحث معرفتی استاد گرامی آیت الله عابدینی( حفظه الله)
    سلسه مباحث

اخبار > بیداری اسلامی و نظم آینده‌ی جهانی
 


  چاپ        ارسال به دوست

بیداری اسلامی و نظم آینده‌ی جهانی

نظم اصطلاحاً تک‌قطبی آمریکایی و مناسبات حاکم بر آن، اگرچه از ابتدا با مشکلات زیادی مواجه بود، اما با خلأ به‌وجودآمده در اثر این فروپاشی بزرگ، ایالات متحده فرصت یافت تا حضور نظامی و اقتصادی و فرهنگی خود را در نقاط مختلف دنیا گسترش دهد. در حوزه‌ی اقتصادی، ایدئولوژی کاپیتالیستی شروع به نفوذ در کشورهای حوزه‌ی کمونیسم نمود و در بُعد نظامی، ایالات متحده با حمله به صدام و رقم زدن جنگ دوم خلیج فارس، سعی در ساختن تصویری هژمونیک از خود توسط رسانه‌های انحصارطلب آمریکایی نظیر سی‌ان‌ان کرد. ژان بودریار، متفکر پست‌مدرن فرانسوی، در مورد این جنگ با نوشتن مقاله‌ای با نام «جنگ عراق اتفاق نیفتاد» (Iraq war didn’t take place) به انتقاد از این جنگ و رویکرد رسانه‌ای آمریکا در مورد آن پرداخت. از نظر وی، این رسانه‌ها بودند که جنگ عراق را رقم زدند و در عالم واقعی، هیچ‌کس نمی‌داند که آیا اساساً جنگی اتفاق افتاده است یا خیر.
 
فارغ از دیدگاه ساختارشکنانه‌ی بودریار، آنچه می‌توان در نقد وی بر جنگ خلیج فارس دید، ساختن تصویر یک هژمون با دو ابزار قدرت نظامی و رسانه، توسط ایالات متحده‌ی آمریکاست. در بُعد فرهنگی نیز ایالات متحده با فرافکنی محصولات فرهنگی ناشی از منطق «صنعت فرهنگ» (Kulturindustrie) با استفاده از مدرن‌ترین ابزارهای رسانه‌ای روز، نظیر تلویزیون‌ها، سینما، موزیک، اینترنت و... و همچنین با یکسان‌سازی کنش‌های افراد مختلف با ساختن انواع مختلف سلیقه‌ها و تحمیل آن‌ها به افراد سراسر جهان، از فست‌فودها و مک‌دونالد گرفته تا لوازم بهداشتی و آرایشی و... سعی در فرافکنی قرائت آمریکایی از جهانی شدن لیبرالیستی داشته است.
 
در واقع می‌توان دوره‌ی پساشوروی را دوره‌ای طلایی برای ایالات متحده و بسط نفوذ آن در ابعاد مختلف بر دنیا دانست. اما این نفوذ بلامنازع، از آغاز دهه‌ی دوم قرن بیست‌ویکم با چالش‌هایی جدی در حوزه‌های مختلف، اعم از اقتصادی، فرهنگی، ژئوپلیتیک و نظامی، مواجه شده است. نظم تک‌قطبی دنیا اکنون به هم ریخته است و سرآغاز جلوه نمودن این به‌هم‌ریختگی را می‌توان در انقلاب‌های بیداری جهان اسلام دانست. در نتیجه‌ی انقلاب‌های بیداری، اوضاع جهان اسلام، از مغرب عربی و کشورهایی همچون مصر و تونس و لیبی گرفته تا مشرق عربی و کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس و شبه‌جزیره‌ی عربستان، دستخوش تحولات بسیار عمیقی شدند. علی‌رغم سردرگمی ابتدایی غربی‌ها در مورد این اتفاقات، استراتژی انحراف انقلاب‌ها از سویی و باز کردن میدان‌های جدید برای فرار از اسلام سیاسی‌ای که از دل اراده‌ی مردم و صندوق‌های رأی در کشورهای انقلابی بیرون می‌آمد و به‌همراه خشم انقلابی توده‌های مسلمان فوران می‌کرد، در دستور کار ایالات متحده و غربی‌ها قرار گرفت. بازگرداندن نسل جدید دیکتاتورهای نظامی غرب‌گرا در مصر و انتقال اصطلاحاً «جهادگرایان» سنی تندرو سلفی از بیش از شصت کشور دنیا به سوریه و وقوع خون‌ریزی‌های بسیار، از جمله اقداماتی است که غرب برای نگه داشتن وضع موجود در نظم جهانی و حفظ موقعیت ایالات متحده در این نظم، انجام داده است.
 

آنچه بیداری اسلامی را در حوزه‌ی تحولات جهانی برجسته می‌کند، رفتارهای غربی‌ها در واکنش به این رفتارها و وقوع جنگ‌های نیابتی توسط دست‌نشانده‌های آنان همچون شاخه‌های مختلف القاعده و گروه‌هایی همچون داعش است که خون‌های بسیاری را در جهان اسلام بر زمین ریخته و می‌ریزد. خون‌ریزی‌ها و سبعیت‌های تندروهای سلفی در غرب آسیا از سویی و از سوی دیگر، اتفاقاتی که در اروپا و در اوکراین افتاد و همچنین بازیگری کنشگرانی همچون چین، روسیه و ایران، نشان‌دهنده‌ی شروع دوره‌ی جدیدی در مناسبات بین‌المللی است. وفاداری اکثریت مردم سوریه به بشار اسد و دفاع آنان در کنار دولت قانونی وی از کشورشان در مقابل اشغالگران محور غربی-عربی-عبری، دفاع تمام‌قد ایران از محور مقاومت و حکومت سوریه، حفاظت از جان مردم عراق در مقابل تکفیری‌های داعش توسط ایران و همچنین پشتیبانی روسیه و چین از اسد در عرصه‌های مختلف، از مالی گرفته تا تسلیحاتی و سیاسی، و ناتوانی غرب از عملیاتی کردن وعده‌ی سقوط یک‌ماهه‌ی بشار اسد که در چهار سال قبل داده شد، همه نشان از تغییر معادلات بین‌المللی دارد.

علی‌رغم تبلیغات ضدایرانی بسیار زیاد، رئالیست‌هایی که در عرصه‌ی سیاست خارجی آمریکا حضور دارند، به‌خوبی به این نتیجه رسیده‌اند که برای کنترل نظم جهانی موجود و همچنین در دست گرفتن مناسبات آینده‌ی جهانی، بایستی به اتحاد با ایران بیندیشند؛ چراکه از یک‌سو موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در جهان بی‌نظیر است، ثانیاً ایران یک قدرت منطقه‌ای با نفوذ بسیار بالاست و ثالثاً متحدان آنان در منطقه، از درون حکومت‌هایی پوسیده و نامشروع دارند و در بُعد بین‌المللی نیز با نقض قوانین اولیه‌ی حقوق بشر در داخل آن‌ها، اساساً حمایت از خود را ناممکن ساخته‌اند. عربستان سعودی به‌عنوان مادر تروریست‌ها و حکومتی که بیشترین تأثیر را به‌همراه سازمان اطلاعات آمریکا در به وجود آوردن و حمایت از گروه‌های سلفی تندرو افغانستان در دهه‌ی هشتاد قرن بیستم گرفته تا داعش در قرن بیست‌ویکم داشته، اکنون به پایان خط خود رسیده است و این را قبل از هرچیز، رئالیست‌های غربی دریافته‌اند.
 
زمانی مترنیخ برای مقابله با امواج انقلاب فرانسه با به وجود آوردن کنسرت اروپا، سعی کرد جلوی نفوذ و صدور این انقلاب را بگیرد، اما چنان‌که تاریخ نشان داده است، این امواج آن‌چنان سهمگینانه بر ساحل کشورهای پادشاهی اروپا برخورد کرد که بسیاری از پادشاهان را در خود غرق نمود. پس از انقلاب اسلامی ایران در اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی و شروع موجی جدید از بیداری اسلامی، بخشی از نقش مقابله با صدور انقلاب اسلامی به‌عهده‌ی چند کشور منطقه‌ای، که ذیل عنوان شورای همکاری خلیج فارس گرد آمده بودند، گذاشته شد. پروژه‌ی کنترل ایران انقلابی شکست خورد و با شروع موج بعدی بیداری اسلامی در اوایل دهه‌ی دوم قرن بیست‌ویکم، یک بار دیگر غربی‌ها سعی در استفاده از سلطنت‌های مطلقه‌ی محافظه‌کار برای کنترل امواج انقلاب نموده‌اند و باز هم این وظیفه برعهده‌ی عربستان سعودی گذاشته شده است تا ضمن صیانت از خود در مقابل خواست مردم مسلمان (که اجرای احکام واقعی اسلام است)، وضع موجود نظم جهانی را پاسبانی کند و حافظ منافع غرب و ایالات متحده باشد.
 
اما تاریخ نشان داده است همچنان‌که مترنیخ نتوانست جلوی امواج صدور انقلاب فرانسه را بگیرد و همچنان‌که نتوانستند مانع صدور انقلاب ایران شود، نخواهند توانست موج اخیر بیداری اسلامی را سرکوب کنند.
 
نظم آینده‌ی جهانی، که نظمی آسیایی و چندقطبی است، در میان‌مدت خود را به تثبیت خواهد رسانید و این یعنی شکست پروژه‌ی جهانی‌سازی لیبرالیستی با قرائت آمریکایی آن و ظهور پارادایم‌های جدید در حوزه‌ی جهانی شدن که یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین آن‌ها، پارادایم اسلامی با محوریت ایران است.


٠٩:٤٥ - يکشنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٣    /    عدد : ٥٨٥٦٧    /    تعداد نمایش : ١٠٤٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج